نیوشای دکتر

دیلوز مامانی حالش بد بود منم که خانم دکترم اومد پیش من تا ماینش (معاینه) کنم، گفت سرم درد می کنه و حالم بده. منم بهش گفتم بره دالوخونه (داروخونه) یه استافون (استامنیوفن) بخره و بخوره، یه خطره (قطره) چشم هم گفتم بخره بریزه تو تشماش (چشماش) ولی همین که گفتم آمپول بزنم تلسید و گفت نه نه! منم بهش گفتم نتلس (نترس) تو دیگه بزرگ شدی!!! بعدش خوبه خوب می شی!

دیدین چه خانم دکتر خوبی هشتم؟ چشمک

 

 

دیلوز هم به مامانم گفتم پلوندمو از مهد کودک بگیره و تو مدرسشون منو شبت نام (ثبت نام) کنه! از مهد کودک خسته شدم دیگه ابرو

ولی مامانی گفت تو هنوز یاد نگلفتی دایره بکشی، فقط مثلث کج و توله (کوله) بلدی! هر موقع هر دوتا رو خوب یاد گلفتی مدرسه شبت نامت (ثبت نام) می کنم!

مامانی همش از من عکس می گیره و اعصاب منو به هم ریز کرده! همش هم پای لپ تاپش عکسای منو جابه جا می کنه!

ملشی خاله های عزیزم که واسم نظل می ذارین... دوستتون دالممممممممممممم ماچ

راستی دوستم یزدان هم وبلاگ باز کرده. به دنیای وبلاگ نویسی خوش اومدی یزدان وروجک قلب

 

/ 14 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان نادیا

سلام مرسی که به ما سر زدید دختر نازی دارید عکس ماسک خیار بی نهایت جالبه

خاله گلی

اینقدر خوشمزه ایی که می خوام خام خام بخولمت.جیگگگگگگگگر.بمیرم برات الهیییییییی

خانم

و بالاخره آقایی من اومد.هورااااااااااااا

عروسک مامانی

آفرین به نیوشا جون که از حالا به دکتر شدن فکر میکنه [ماچ][ماچ][ماچ]

خانم

ماشاا.. چقدر نازه این دخمل[ماچ]

مهدیس

خب خانوم دکتر امپول نزن به مامانی دیگه ! چه کاریه دردش میگیره خب[زبان]

علیزاده

سلام فقط خواستم بگم خدا حفظش کنه از همه مهمتر خدا سایه پدر و مادرشو با یه خونواده گرم گرم براش نگهداره