سلام به همه ی دوستانی که به نیوشا کوچولو لطف دارن و لینک دادن، و ممنون از همه ی اون دوستایی که به من چند تا سایت آپلود عکس معرفی کردن.

ما بالاخره برگشتیم ایران و مدرسه و مهد کودک و دوست و فامیل و ... نیوشا خیلی به مامان عادت کرده بود و دلش حسابی واسه دایی منصور و دایی احمد و بابابزرگ تنگ شده.

باز مشکل من یا نیوشا سر مدرسه رفتنم شروع شده! دو سه روز اول خوب بود چون عادت کرده بود صبح تا ساعت هشت و نه بخوابه، ولی از دیروز صبح زود همین که من حاضر آماده می خوام برم بیدار می شه و گریه می کنه و می گه یا منو برسون مهدکودک یا باهات می یام مدرسه! آخه نیوشا رو صبح باباش می بره و ظهر من می رم دنبالش! خلاصه اینکه صبح با هزار بدبختی حاضر می شم که خانم بیدار نشه!!!! توی مهد هم صبحونشو نمی خوره، امروز که زنگ زدم و با مربیش صحبت کردم  گفت می گه من خونه با بابا صبحونه خوردم و سیرم و فقط شیر می خورم، از باباش که می پرسم می گه نه بابا صبحونه کجا بود من هنر می کنم حاضرش می کنم!!! اینم از زرنگ بازی بچه های این دور زمونه!

بعد از چک کردن این سایتهای آپلود عکس با یه عالمه عکس از نیوشا بر می گردم. البته با این سرعت افتضاح اینترنت نگران