با سلام

مدتیه وقت نمی کنم بیام و آپدیت کنم ولی مرتب به همه ی دوستان سر می زنم فقط وقت نمی کنم نظر بذارم. ممنون از همه ی دوستایی که به یاد منو نیوشا هستند و به ما سر می زنند...

حالمون خوبه فقط سرم به شدت شلوغه، نیوشا از یه طرف، کار از یه طرف و نی نی شیطون از طرف دیگه! وقت سر خاروندن ندارم. با اینکه تو ماه ششم هستم ولی تصمیم گرفتم 2-3 هفته دیگه مرخصی بگیرم و خونه باشم! احساس می کنم وقت بیشتری رو باید با  نیوشا بگذرونم باهاش باشم! خیلی اخلاقاش عوض شده، مدتیه شبا از خواب بیدار می شه و میاد پیش من می خوابه. وقتی بهش می گیم باید تو اتاقت و سر جات بخوابی، میگه تو و بابایی و نی نی تو یه اتاق خوابیدین من تنها بخوابم؟!!!!!

یا یه دفعه گفت واسه چی اینقدر به من میگین بزرگ شدی بزرگ شدی؟ من که هنوز کلاس اول نرفتم!!!! یه بار دیگه هم گفت: کاش این نی نی زودتر به دنیا می اومد و بعدش من به دنیا می اومدم!!!!

خلاصه اینکه از همین الان کلی حساسیت نشون میده و منو اساسی می ترسونه!

2 هفته پیش رفتم سونوی داپلر (4 بعدی)، نیوشا و بابایی هم بودند و وقتی نی نی رو دیدند کلی ذوق ذوقی شدند. خدا رو شکر سالم بود واسه خودش مشت و لگد می زد.قلب نیوشا که مدام بالا پایین می پرید و قربون صدقه اش می رفت! الانم مدام عکسشو نگاه میکنه و می بوسه. ولی حسادتها سرجاش هست!

 

پی نوشت: نی نی مون پسره و هنوز اسم نداره! اگه اسمهای خوب و خوشگل سراغ دارین پیشنهاد بدین ممنون می شم قلب