سلام

من نمی دونم قبلا ها چطوری وقت می کردم وبلاگ نیوشا رو زود به زود آپدیت کنم و به همه ی کارهام هم برسم...

دخملک من به سرعت داره بزرگ می شه و هر روز اینو با حرفها و کارهاش به ما نشون میده، دیگه اون دخترک ناشی نیست که با یه بستنی یا کاکائو بشه گولش زد، خیلی وقتها از دستش گول می خوریم! خودش حموم میره، خودش لباس عوض می کنه و موهاشو مرتب می کنه. کلی واسه مامانش ظرف می شوره و اتاقشو جارو می کشه.  نقاشی اش بهتر شده و تو رنگ آمیزی بیشتر دقت می کنه، کلی قد کشیده و هر روز باید براش لباسو کفش بگیریم...

دوست نداره مثل یه بچه باهاش رفتار بشه و وقتی من دوست دارم نوک زبونی باهاش صحبت کنم بهش برمی خوره و میگه من دیگه بزرگ شدم (البته به استثنای وقتی که خودشو واسه باباش لوس میکنه) عاشق سفید برفیه و هر چیزی که مربوط به اون باشه!!! واسه همین هم همه چیزشو سفید می خه.

جدا از همه ی اینا کلی شیطونه و بعضی وقتها به شدت منو عصبانی میکنه، دوست داره کارهای جدید جدید تجربه کنه، مثلا یه دفعه که داشتم سالاد درست می کردم ازم خواست بذارم کمم کنه که من قبول نکردم، روز بعدش یه عالمه خیار رو زده بود ناکار کرده بود و بعدش از ترس اینکه من دعواش نکنم ریخته بود تو سطل آشغال!!!!

وقتی بهش گفتم چرا اینکارو کردی؟

گفت ترسیدم عصبانی بشی و منو دعوا کنی!!!

یا یه دفعه رفته بود با وسایل آرایشی من خودشو مثل دلقک درست کرده بود و بعد رفته بود شسته بود،

من که دیدمش گفتم اینا چیه؟

گفت هیچی من که چیزی ندارم، من که آرایش نکردم!!!

خیلی از این کارا میکنه که کلی از دستش عصبانی میشم و خودمو کنترل میکنم.... خلاصه برنامه ها داریم واسه این وروجک!!!!