سلام، بعد از 10-15 روز سلام

الان مشهد هستم و نیوشا خانم رو گذاشتم پیش مامان و بابا... از مامان که می پرسم می گه بی معرفت اصلا نمی گه من مامانی دارم!!! البته برای باباش یه خورده دلش تنگ شده!!! مامان می گه مواقعی که یادت می کنه یا قهره با ما یا شیطونی کرده و با این مظلوم نمایی ها می خواد دعواش نکنیم نیشخند

مشهد شهر قشنگیه به خصوص حرم امام رضا (ع) حسابی جای همه خالیه، فعلا اینجا جا خوش کردیم و خیال رفتن نداریم...

هنوز از کلیه خبری نیست! البته یه چند تایی گیرمون اومده ولی یا پشیمون شدن یا دیگه جواب ندادن!!! واقعا خیلی ناراحت می شم وقتی می بینم یه آدمایی به خاطر فقر مالی کلیه شون رو می فروشن!!!

منو بابا ابراهیم دلمون واسه نیوشا یه ذره شده... هیچ وقت اینهمه ازش دور نبودیم و سخته برامون...

ممنون از همه ی دوستایی که تو این مدت به ما سر زدند و متاسفم از اینکه نتونستم جواب محبت هاتون رو بدم!