با سلام

بالاخره با هر ترفندی شده موفق شدم اون اوتوی پردرسر رو از نیوشا بگیرم و خودم راحت کنم! جالب اینجاست که من تنها کسی بودم که به صداش حساسیت داشتم، بابای نیوشا که سخت مخالف این سر و صداهاست خیلی ریلکس می گفت بچه است بذار بازی کنه، یه خورده تحمل داشته باش!!!! خنثی

چند روز پیش بابا جون (بابای من) از دبی و خاله گلی و شوهرش هم از تهران اومدن پیشمون و دیگه ظرفیت تکمیل شد! الان دیگه همه ی خواهر و برادرها و بچه هاشون و ننه بابامون دور هم هستیم و حسابی داره خوش می گذره. بابای نیوشا هم به همین دلیل خوشحاله و روحیه اش کلی شاد شده.

ما احتمالا یه چند روز دیگه برای کارهای پیوند کلیه بابا ابراهیم می ریم مشهد. من نمی دونم نیوشا رو همراه خودم ببرم یا بذارمش پیش مامان اینا، از وقتی مامان و خصوصا بابا اوندن نیوشا ما دو تا رو رسما به اسم صدا می کنه و شبا تو اتاق مامان و بابا خوابش می بره و با اونا غذا می خوره و با اونا بیرون می ره!!!! حالا نمی دونم اگه بذارمش برم و همین حالت باشه یا نه... البته من یه وقتایی نیوشا رو گذاشتم پیش مامانه بابا ابراهیم یا خاله اش و یکی دو روز رفتم مسافرت ولی خوب این دفعه فکر کنم طولانی باشه! حالا کاش شما دوستان منو راهنمایی کنین و بهم بگین مناسبترین کار چیه؟!سوال

با شدت احساس بزرگی می کنه، حتی از بچه های یکی دوسال بزرگتر از خودش و دوست داره به همشون کمک کنه! تو کارای خونه هم پا به پای من مثلا کمک می کنه ولی حسابی می ریزه و می پاشه! علاقه ی شدیدی به ظرف شستن داره و دوست داره همه ی کارای منو تکرار کنه! علاقه ی شدیدی هم به کارتون های جم.تی وی پیدا کرده و صبح و ظهر نگاشون می کنه.

دنبال یه سرگرمی جدید هستم براش، یه مجموعه مامان راشا تمشکی معرفی کرده بود ولی نمی دونم خودش می تونه تنهایی باهاش سرگرم بشه یانه! یه چیزی که سروکله اش با من نباشه! اگه سراغ دارین معرفی کنین... خوشحال می شم قلب

مامان محمد ابراهیم می بینی چه دختری دارم؟ چشمک پس قبوله؟؟؟؟ نیشخند