سلام

نیوشا کوچولوی من داره دوباره دختر خوبی می شه! خصوصا از چند روز پیش که فرشته ی مهربون براش یه دفتر نقاشی و یه جعبه مداد رنگی جدید گذاشته زیر بالشش.

بچه ها هر چی بزرگتر می شن بیشتر می فهمن و یه جورایی آدم باید مواظب رفتارش باشه چون دقیقا عین یه میمون تقلید می کنن! اینقدر دقیق رفتارهای ما رو زیر نظر داره که حد نداره! اینو تو خاله بازی هاش می فهمم. ادای هر کسی رو دقیقا عین خودش در میاره.

انتظاراتش هم خیلی زیاد شده، یه عالمه چیز میز لیست می کنه که من ندارم و فلان دوستم و فلان دوستم دارن... بزرگتر بشن چی می شن خدا بدونه!

تازگی ها هم دوست داره همه ی کاراشو خودش انجام بده از آب خوردن گرفته تا حموم کردن و خوابیدن و غذا کشیدن و مو شونه کردن... و به هیچ وجه حاضر نیست کمکش کنم. دخترم حسابی بزرگ شده و من بهش افتخار می کنم قلب

اینم لباس آرزو.ی عر.و.سک. پارچه ای!!! با اینکه براش کوچیک شده ولی از وقتی همین فیلمه رو دیده به زورم که شده می پوشتش و چون براش تنگ شده زیپش خراب شده!!! ولی با این حال می پوشتش!

 

اینم یه عکس از 7 ماهگی اش!!!

 

دفعه ی بعد عکسای بیشتری از نی نی نیوشا می ذارم. چشمک

پی نوشت1: تصحیح جمله ی بالا!!! دفعه ی بعد عکسهای بیشتری از بچگیهای نیوشا می ذارم! (البته هنوز بچه است)

پی نوشت2: بمب گذاری اخیر تو زاهدان خیلی وحشتناک بود و اتفاقای خیلی وحشتناکی داره اینجا می افته که همه رو متاثر کرده! مردم تا کی باید تو ناامنی و وحشت زندگی کنن؟!  واقعا ناراحت کننده است!

پی نوشت3: دیشب بعد از اینکه اینجا رو آپدیت کردم یه زلزله 6/4 ریشتری اومد که قشنگ ما رو تکون داد! یه نیم ساعتی واسه خودمون بیرون چرخیدیم. 2 ساعت نشستم برای نیوشا خانم به زبون خودش توضیح دادم که زلزله چی چیه! بعد از همه ی این توضیحات موقع برگشتن به خونه به من می گه: پس مامان بریم اسباب بازی ها و اون استیکر جدیده بالای تختمو برداریم که نره زیر خونه!!!! (یه استیکر قشنگ ماه و ستاره خریدم که ماهه کلاه خواب سرشه و زدم بالای تختش که هر شب نازش می کنه و بعد می خوابه)