سلام

 

چند روز پیش رفتم آرایشگاه و چشامو بستمو دلمو زدم به دریا و موهای نیوشا رو کوتاه کردم !!!! آخه از وقتی تابستون شده پدر منو در آورده و نمی ذاره موهاشو شونه کنم و ببندم! هر چی به سرش می زنم می کنه و موهاشو به هم می ریزه! هوا خیلی گرم شده و همش سرش عرق می کنه! دلم براش سوخت و کوتاهشون کردم، من نمی دونم اون دختر بچه هایی که موهاشون یه عالمه بلنده ماماناشون تابستونا چیکار می کنن؟؟؟؟!! سوال خاله اش اگه بفهمه منو می کشه نیشخند

و اینکه سرمون حسابی شلوغه و داره بهمون خوش می گذره! منم هفته ی شلوغی در پیش دارم، چون داریم مقدمات جشن فارغ التحصیلی بچه ها رو می چینم.

از وقتی مامان اینا اومدن نیوشا خیلی لوس و بد شده، همش می گه خوراکی می خوام و دم به ساعت می گه بریم مغازه! روزی 10 تا بستنی می خوره و من اصلا نمی تونم جلوشو بگیرم! منو عملا به اسم صدا  می کنه و مامانم شده مامانش!!! انگار با من لج شده! اصلا از من حساب نمی بره و حرفمو گوش نمی کنه! از بس هله هوله می خوره اشتهاش کور شده و نمی تونه غذا بخوره! سرم که خلوت تر شد باید یه خورده بیشتر بهش توجه کنم و بهش برسم.

به زودی عکس نیوشا رو با موهای کوتاه می ذارم!