سلام

اینقدر سرم شلوغ بوده که اصلا وقت نکردم یه سر به اینترنت و وبلاگ نیوشا و شما دوستان بزنم!

 

ما کلا تابستون قصد داشتیم بریم تهران پیش خاله ی نیوشا و یه سر هم بریم شمال پیش عموی نیوشا! برنامه ی ما تیرماه بود ولی بابای نیوشا  یه خورده حالش بد بود و کلیه هاش عفونت داشت و مجبور شدیم به خاطر رفتن به دکتر زودتر بیاییم تهران! الان دکتر رفتیم و شکر خدا دکتر گفته موضوع مهمی نیست و فعلا دارو و یه سری آمپول داده تا بعد...

 

حالا یه خورده سر ما خلوت تر شده و نیوشا خانم با خاله اش حسابی داره خوش می گذرونه. چند روزه بعد از ظهر که می شه می ریم پارک و کندن نیوشا از تاب و سرسره کار خداست!

 

دیروز هم رفتیم خیابان انقلاب و کلی کتاب برای نیوشا گرفتیم. و باز رفتیم پارک ...

 

پی نوشت1: دوستان عزیزی که تهران هستند می تونین به من بگین من از کجا می تونم بازیهای فکری بگیرم؟‌ (اسباب بازی های فکری) و لباس قشنگ واسه دختر بچه های ۴ ساله؟! (خاله ی نیوشا بچه نداره و واسه همین اطلاعاتشون در این مورد خیلی دقیق نیست!)

 

پی نوشت2: امروز مامان نیوشا رسما 27 ساله شد! از خود راضی